الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
80
ضياء القلوب ( فارسى )
پس ميسر كرده تو را از براى من ! گفت كه : تو كيستى ؟ گفتم : از اهل كوفه . گفت كه : او ليس فيكم ابن ام عبد صاحب النعلين و الوسادة و المطهرة ؟ - يعنى : ابن مسعود - فيكم الذي اجاره اللّه من الشيطان على لسان نبيه ؟ - يعنى عمارا - او ليس فيكم صاحب سر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله الذي لا يعلمه أحد غيره ؟ - يعنى حذيفة - . يعنى : آيا نيست در ميان شما ابن ام عبد صاحب نعلين و وساده و مطهره ؟ - يعنى ابن مسعود - . آيا نيست و در ميان شما آن كسى كه پناه داده است خدا او را از شيطان به زبان پيغمبر خود ؟ - كه مراد عمار است - . آيا نيست در ميان شما صاحب سر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله « 1 » كه نمىداند آن را هيچ كس غير او ؟ - يعنى حذيفه - . و غرض ابو الدرداء از اين كلام اين است كه ظاهر جليس صالح را از خدا طلبيدن اين است كه شما را در الكه « 2 » خود جليس صالح ميسر نباشد و در الكه « 3 » شما چنين بزرگان هستند .
--> ( 1 ) . در سفرى منافقان گفتند كه : محمد به فلان جا كه مىرسد ، چون راه تنگ است اشتر از آنجا كه بيفتد باعث هلاك راكب خواهد بود ، جمعى از آنها دبه را پر از سنگ كرده از كوه غلطاندند به آن غرض فاسد ، به امر الهى جبرئيل نازل شده كه منافقان را از حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله دفع كرد و برقى جسته اين جماعت ديده شدند ، و روى خود را بسته بودند كه اگر كسى ببيند نشناسد و حذيفه در آن وقت در خدمت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بود . بعد از بيان جماعت ، حضرت حذيفه را امر كرد كه خصوص اين جماعت را به كسى نگويد كه كيان بودند . و اين است مراد ابو الدرداء به صاحب سر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بودن حذيفه . ( منه سلمه اللّه ) . ( 2 ) . كذا ، ظاهرا : امكنه . ( 3 ) . كذا ، ظاهرا : امكنه .